۶ درس زندگی از بازی های ویدیویی

 

آیا این یک اظهارنظر عادلانه است: که بازی های کامپیوتری لکه ی ننگی هستند و گیمرها معمولا تنبل و بی ثمر هستند و کسانی هستند که از خانه خود خارج نمی شوند  و هیچ دستاوردی در زندگی ندارند؟ من اینطور فکر نمی کنم. به عنوان کسی که خود، گیمر است و انواع سطوح بازی – تفریحی تا حرفه ای- را تجربه کرده است ، می توانم بگویم که درس های زندگی زیادی هستند که می توان از بازی ها یاد گرفت و این درس ها می توانند در نهایت فرد بهتری، از شما بسازند.

من اولین کسی نیستم که از بازی های  کامپیوتری خرد به دست آورده است،  فکر نمی کنم آخرین نفر هم باشم.به هرحال، بیشتر لیست هایی که در وب وجود دارند، اغلب تمسخرآمیز و برای خنده هستند. از طرف دیگر، درس های این مقاله واقعی و جدی هستند. من می دانم که استفاده از کلمات “واقعی” ، “جدی”  و “بازی” در یک جمله ممکن است عجیب به نظر برسد، اما من امیدوارم که بتوانم نظر شما را در این مورد عوض کنم.

شما می توانید هرکاری را انجام دهید

این یک درس زندگی است که به نظر می رسد امروزه در هر گوشه و کناری به تفصیل شنیده می شود. والدین این را به فرزندانشان می گویند.معلمان،سخنرانان انگیزشی و سخنرانان اصلی این را به مستمعان خود نصیحت می کنند.حتی دوستان هم به طور مشابهی هم دیگر را تشویق می کنند.”تا موقعی که روی آن تمرکز کنی، چیزی وجود ندارد که نتوانی به آن برسی. “

به بازی ها در هر سبکی که نگاه کنید ، ضعف های مشابهی را می بینید.معمولا همه ی آن ها روی این تمرکز می کنند: شما فقط یک فرد هستید و این فرد باز هم می تواند جهان را تغییر دهد.مثلا بازی های Mario ، Final Fantasy و حتی Angry Birds . موفقیت های شما فقط محدود به تلاش های شماست و اگر تلاش نکنید، شکست می خورید.

شما نمی توانید هر کاری را انجام دهید

کار گروهی

در تضاد مستقیم با درس زندگی بالا، بیشتر بازی ها به شما می آموزند که شما نمی توانید هر کاری را به تنهایی انجام دهید. در واقع، بیشتر بازی ها آموزش می دهند که هر دو درس که به نظر می رسد متناقض هستند، درست هستند، اما در واقع اینطور نیست.اساسا ، هرکس توان این را دارد که  تغییری بدهد و تفاوتی را به وجود بیاورد،اما هیچ کس قادر مطلق نیست. هیچ کس، حتی شما.

این در بازی های گروهی مثل Team Fortress 2 (از دیدگاه ما) و Dota 2 (از دیدگاه ما) ،بسیار مشهود است، هر دوی آن ها به شدت به کار گروهی تاکید دارند.کار گروهی مثل بخشی مهم و حیاتی در زندگی روزمره است، چون کلا در مورد ناسازگاری، سازش و حل  مسائل است. بدون کسانی که شما را در طول راه کمک کنند،چقدر میتوانید به دست بیاورید؟

پافشاری نتیجه می دهد

هیچ وقت تسلیم نشوید. وقتی زندگی سخت می شود، به راهتان ادامه بدهید. نابرده رنج گنج میسر نمی شود. اگر از روی اسب خود به پایین افتادید، خودت را دوباره بالا بکشید و سوار شوید. مهم نیست که چه اسمی روی آن می گذارید، خرد در نهایت می گوید: اگرتسلیم شوید نمی توانید پیروز باشید .این از زمان اولین بازی، مثل Pac-man درست بوده و هنوز هم درست است.

شکست، در انتظار ما است ، در هرجایی که ما می رویم و در هر کاری که انجام می دهیم. ما از اشتباه کردن می ترسیم: برقراری ارتباط با انسان ها وعدم مقبولیت و خیلی چیزهای دیگری که ممکن است طبق برنامه پیش نروند. اما بازی ها به ما یاد می دهند که به هر حال ما باید همه ی این ها را تجربه کنیم.

اگر در ابتدا موفق نشدید ، باید آن را ادامه بدهید تا وقتی که موفق شوید.موفقیت، بیشتر با پافشاری و به ندرت با استعداد اندازه گیری می شود.

هر چیزی که ارزش انجامش را دارد سرگرم کننده نیست

باید صبر و تحمل داشت

بازی ها باید سرگرم کننده باشند ، درست است؟ بنابراین چرا بازی هایی وجود دارند که عناصر گیم پلی سرگرم کننده ندارند. مثلا بازی های سبک MMORPG که به تلاش و کار یکنواخت ناخوشایند برای پیشرفت به سطوح بالاتر معروف  هستند. بازی های سبک پلتفرمر به خاطر خسته کننده بودنشان و موانعی تقریبا ناممکن معروف هستند.بیشتر بازی های رقابتی _ شامل بازی های تیراندازی و مبارزات رو در رو _ باید طوری تمام شوند که یک نفر بازنده باشد. تمامی این موارد عمدا سرگرم کننده طراحی نشده اند.

این درس زندگی یک نتیجه ی فرعی از درسی است که در بالا اشاره شد. در اصل، همه ی چیزها در زندگی سرگرم کننده نیستند، اما این مهم است که ما این برهه های زمانی را به خاطر حس رضایتی که در انتها در انتظار ما است، تحمل کنیم.پیشرفت به یک سطح بالاتر در بازی های سبک MMORPG کسل کننده است. مردن در یک بازی به سبک پلتفورمر ممکن است خسته کننده باشد. شکست خوردن در یک بازی جنگ خیابانی ممکن است مایوس کننده باشد.

و به همین خاطر است که وقتی ما به بالاترین سطح بازی می رسیم، بازی را تمام می کنیم و پیروز می شویم برایمان بسیار شیرین است.

منابع خود را به خوبی مدیریت کنید

این یک درس از بازی های سبک استراتژی همزمان است که بالاخره بازیکنان زمانی آن را یاد خواهند گرفت ولی من شخصا از سال ها بازی کردن سبک MMORPG آن را یاد گرفتم. سبک تفکر این گونه است:

شما چیزی را می خواهید.

شما برای به دست آوردن آن چیز به منابعی نیاز دارید.

منابع محدود هستند.

چیزهایی را که می خواهید اولویت بندی کنید و چیزی را که از همه مهم تر است بخرید.

در بازی های سبک MMORPG و استراتژی همزمان، شما اغلب باید یک تعادل بین یک کیف پول محدود و خواسته های نامحدود خود برقرار کنید. هیچ وام و هیچ اعتبار و هیچ پرداخت نقدی وجود ندارد (مگر این که تقلب کنید). زندگی مانند رستورانی نیست که در آن بتوانید همه چیز بخورید و شما نمی توانید همیشه چیزی را که می خواهید به دست آورید، بنابراین نسبت به چیزی که دارید هوشمند باشید و روی چیزی که مهم تر است تمرکز کنید.

شاید شما فکر کنید که من دارم در مورد پول حرف می زنم ، اما این در مورد زمانی که برای مسائل می گذارید هم صادق است. کمی به آن فکر کنید.

همیشه بهایی هست که باید پرداخت

 

در زندگی واقعی، ما همیشه پایان شاد می خواهیم. بعد از سال ها کار سخت، شب بیداری ها، فداکاری ها، ما انتظار داریم که کائنات طوری عمل کنند که قانون کارما حقیقت داشته باشد و تمامی زجری که در ابتدا می کشیم در انتها نوید بخش چیزهای خوبی باشد. متاسفانه زندگی بیشتر دوست دارد که با یک پایان تلخ و شیرین تمام شود تا یک پایان شاد.

گاهی اوقات ده سال  وظیفه شناسی در یک حرفه به بن بست می رسد.گاهی اوقات شما همه ی چیزی را که می خواستید، به دست  می آورید، اما چیزهای زیادی را در این راه از دست می دهید – دوستان، مربیان، شان یا حتی انسانیتتان را. بازی ها به ما یاد می دهند که هر تصمیمی به راحتی گرفته نمی شود، و وقتی زمان آن می رسد که آن تصمیمات سخت را بگیرید ، شگفت زده نشوید اگر آن تصمیمات، شرایط باخت-باخت را رقم زدند.

نتیجه گیری

آیا بازی ها تضمین می کنند که شما یک تجلی از زندگی در حال تغییر را تجربه کنید؟ نه، اما در واقع مردم زیادی مثل من درس هایی را از این راه یاد می گیرند. در آخر ، این یک راه ارتباطی دیگر است – بعضی از مردم از کتاب ها یاد می گیرند، بعضی دیگر از فیلم ها یاد می گیرند و بعضی دیگر از بازی ها بهره می برند.

منبع نوشته : http://www.makeuseof.com/tag/6-life-lessons-you-can-learn-from-gaming/

درباره نویسنده

نوشته‌های مرتبط

۶ درس زندگی از بازی های ویدیویی

نوشته شده در : ۶ درس زندگی از بازی های ویدیویی
  • امیری (مدیریت) در ‪:‬ ۶ مرداد, ۱۳۹۴ در ۹:۳۶ ب٫ظ #1005

    چه دیدگاهی پیرامون این موضوع دارید؟ قطعا کاربران سایت از خواندن دیدگاه شما آیا این یک اظهارنظر عادلانه است: که بازی های کامپیوتری لکه ی ننگی هستند و گیمرها معمولا تنبل و بی ثمر هستند و کسانی هستند که از خانه خود خارج نمی شوند
    خوشحال خواهند شد
    با مراجعه به صفحه انجمن سیمرغ می توانید موضوعات جالبی برای بحث و گفتگو بیابید
    ۶ درس زندگی از بازی های ویدیوییبرای مشاهده کامل مطلب اینجا کلیک کنید

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.